تبليغاتX
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
نا گفته های سريال مرد هزار چهره!

 

نکته! اين مطلب از گزارش اختصاصی مجله طنز و کاريکاتور برداشته شده
و به دليل سايت نداشتن مجله تنها زحمت تايپ اين مطلب با من بوده و ديگر هيچ!

1-در آخر سريال به جای اينکه رضا رشيد پور "مسعود شصت چی" را با مهران
مديری اشتباه بگيرد قرار بود علی پروين بازی کند! و مسعود را با مربی خارجی
اشتباه بگيرد ولی چون علی پروين در سفر رامسر بود مديری تصميم گرفت که
رشيدپور را در اين سکانس جايگزين پروين کند. بنابراين بخش قبلی کار رشيدپور
که در تبليغات شبکه هم پخش شده بود از بخش مافيا حذف شد در اين سکانس
ها به سبک فيلم پدرخوانده رشيدپور پيش عليرضا خمسه ميرود و شکايت حسينيان
را ميکند و ميگويد که همه برنامه ها را به حسينيان ميدهند! بعد بر همين اساس
شوخی هايی با فيلم پدرخوانده انجام شده و سر خروس مورد علاقه حسينيان
(به جای سر اسب فيلم پدرخوانده) در رختخوابش گذاشته ميشود! وجود اسم
حسينيان در تيتراژ و عدم حضور او در سريال و عدم بخش تبليغ شده با حضور
رشيدپور شايعات عجيب و غريبی را در اين حوزه ايجاد کرده بود

2-نام خانوادگی شخصيت عليرضا خمسه در اين سريال ابتدا "قداره بنديان (فرهنگ)"
بود که بعداً تبديل شد به قزاقه منديان (فرهنگ). شبکه بعدها به خاطر اينکه فرهنگ
توی پرانتز تعبير پذير نباشد ان را در تکرار قسمت اول مافيا و قسمت های بعدی
حذف کرد.

3-موقعيت شاعران اقتباسی است از کتاب موخوره عزيز نسين. کل مجموعه
هم اقتباسی است از کتاب پخمه. عوامل مجموعه قبل از پخش سريال هم به
اين نکته اشاره کرده بودند.عاملی که بعضی از منتقدين به ان خرده ميگيرند. شايد
اين ايراد به جا باشد و شايد هم به دليل ايرانيزه شدن کار چندان وارد نباشد

4-شعرهای مجموعه را سيد نيما دهقانی يکی از شاعران طنز پرداز جوان که
از خوانندگان پر و پا قرص ماهنامه طنز و کاريکاتور است سروده بود.اين شعرها
با کمی تغيير در سريال بيان شد. هنگامی که امير ژوله سفارش شعر را به نيما
دهقانی ميداد در جمع اين دو دوستم حضور داشتم و کل صحبت های آنها را
شنيدم هيچکدام از قصد و غرض هايی که بعضی از منتقدين از شعر ها
برداشت کرده اند در شعرها لحاظ نشده، قرار شد نيما شعرهای بی سر و تهی
بنويسد که نقد شبه شاعران باشد. شبه شاعرانی که با پول خود دفتر شعر چاپ
ميکنند ، حلقه ادبی ميگيرند و اعتماد به نفس غريبی دارند.
از طرفی به دليل
دوستی چند ساله با اين دو طنز نويس خوب کشورمان به شرافتشان واقفم
و به شما قول ميدهم که اهل سفارشی نويسی بر خلاف عقايدشان برای
تخريب چهره روشنفکران واقعی نيستند.عوامل مجموعه معتقدند که کسانی
که اين شعر های بی سر و ته را با برخی شعرا مقايسه ميکنند به ان شاعر
اهانت ميکنند

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 21:7  توسط کورش  | 

ترشيده!
1- من از يه لحاظ شانس اوردم و اونم اينه که دختر نشدم!خنده چون وفادار
دلشکسته دختر بودن سخت تر از پسر بودنشه! دليلش هم اينه که اگه يه
دختر بخواد وفادار بمونه برای هميشه بعداً اين انگ بهش ميخوره که ترشيده!
و کسی نيومده بگيردش!دلقک کم درد داره کنايه های اطرافيان هم بهش اضافه ميشه
ولی خوشبختانه جنس پسرا خوبه و نمی ترشن! تازه هر چی سنشون ميره بالا
ميگن پخته تر شده و بهتره!نیشخند لطيفه اي هم هست که ميگه ميدونی فرق دختر
ترشيده با پسر ترشيده چيه!؟ فرقش اينه که دختره بر خلاف هم جنس هاش
نتونسته ازدواج کنه ولی پسره موفق شده بر خلاف هم جنس هاش ازدواج نکنه!

2-براتون ميکسی تهيه کردم از عاشقانه ترين تيکه های اجرا شده تو کنسرت
کداک اندی! و اين عکسی هم که می بينيد اندی هست در حال فرياد زدن اين:
 پس از تو، دل، نمی بازaaaaaaaaaaaaaaم علاوه بر تاکيد ها و لحن خاص
موقع خوندن قسمت های عاشقانه ، چهره اندی ديدنی هست! آرامش خاصی
موقع خوندن بعضی شعر ها داره انگار که معشوقش اونجا نشسته و داره برای
اون ميخونه..ميکس رو حتماً گوش کنيد مخصوصاً همين قسمت عکس!
دانلود با لينک مستقيم 6 مگ ،پنج دقيقه اينجا

3- به وبلاگ خودم که نگاه ميکنم همه چيزای خوبش مربوط به گذشته هست..
مردم رو که نگاه ميکنی همش ميگن وای قديما چه روزگار بهتری بود..افسوس
در کل که نگا کنی می بينی زمونه و زندگيمون سال به سال بدتر از پارسال ميشه!
تورم بيشتر..قدرت خريد کمتر..مردم بی عاطفه تر! خلاصه هيچ اميدی به آينده
نيست که بگيم تحمل کن وضع بهتر ميشه..واسه همينه همش از خدا
ميخوام عمرمو کوتاه کنه!

4-يکی از دوستان کامنت گذاشته بود که چرا همش از اندی ميگی و از شاعر
ترانه هاش چيزی نميگی...قبلاً دو سه باری اسم پاکسيما رو تو وبلاگ اورده
بودم حتی عکسش هم هست و ازش تشکر کردم..اين کامنت اما باز بهانه اي
شد تا از پاکسيما بگم..کسی که خود اندی و همه طرفدار هاش ميدونن که همه
اين موفقيت ها بدون اون امکان نداشت..کسی که عاشقانه ترين ترانه های اندی
مال اونه..و من هميشه در عجبم که چطور يه نفر ميتونه اينقدر با احساس باشه!قلب
حيف پاکسيما سايت يا وبلاگی نداره..حتی ايميلش رو هم نداريم تا ازش تشکر کنيم

5-اخبار ساعت بيست و دو شبکه سه تصميم گرفته از اين به بعد گزارش هايی
از موفقيت های دانشمندان کشورمون تو فن آوری های پيشرفته يا به قول
يارو های تک! پخش کنه..نميدونم بگم خوبه يا بد! خوبه که فقط نيمه خالی
ليوان رو نبينيم و احساس پيشرفت کنيم و بده که بخوايم حواس ملت پرت شه
و يادشون بره يه روز گوجه گرون ميشه يه روز سيب زمينی يه روز برنج! يه روز پودر
کمياب ميشه تو بازار و قيمت مسکن شده خدا تومن و..!سبز

6-هيچ وقت به کسي نگو ما به درد هم نمي خوريم شايد اون به درد تو نخوره 
ولي ممکنه تو دواي همه درد هاي اون باشيناراحت 

7- وبلاگ خوبيه..بخونيدش نوشته هاش کوتاه و قشنگه مثل اين:
آنقدر دلم را سوزاند که آتش نشانی از دستش شکایت کردگریه

عکس روز!قابل توجه موبايل دار ها!

عاشقانه های کورش برای sh
وقتی که مردم! تازه تو می فهمی عاشقی چيه...
          می شناسی عشق رو بعد من می فهمی عاشقت کيه..

سخن روز! هيزم شكن قبل از آن كه نيرو و قدرت بخواهد مهارت لازم داد

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:19  توسط کورش  | 

تولدش مبارک..

1-معمولاً وقتی دو نفر از هم جدا ميشن حالا دوستانه يا غير دوستانه! عکس
ها و هديه ها و اينجور چيزا رو که به هم دادن از هم پس ميگيرن تا نشونی ازشون
باقی نمونه! ولی يه چيزی هست که معمولاً پس گرفته نميشه...خاطره! اگه ميشد
خاطره ها رو هم پس گرفت..شاعر ميگه که رفتی و خاطرات تو ، قلبمو آتيش ميزنه
و در جای ديگر می فرمايد! رفتی..نرفته يادت ، قشنگه خاطراتت..
خدا نياره روز پس دادن خاطره ها رو..

2-امروز تولدشه..هفتمين تولدش بعد از شکستن دل من! هر وقت يادم مياد
اين همه سال گذشته و چه اتفاقاتی که ممکنه تو اين هفت سال تو زندگيش
افتاده باشه..متوجه اي ديگه؟ دلم ميسوزه ديگه..ولی تو اين روز فقط خدا
رو شکر ميکنم که اونو آفريد! تا من عشق رو تجربه کنم..به قول شاعر
روز تولد تو ميلاد عشق ما شد..برای شکر اين روز پيشونيم به خاکه
ولی کاش حداقل ميشد مثل قديم تلفن بزنم خونه شون تا صداش
رو بشنوم و قطع کنم! ولی اينم ديگه نميشه..گوشی رو بردار تا صدات
يه ذره آرومم کنه..اين نفس های آخره...دلم داره جون می کنه..


3-جايی خوندم که روزتون رو با موسيقی شروع کنيد تا در طول روز شاداب باشيد!
من هم روزم رو با فرودگاه اندی شروع ميکنم که شايد امشب بيام به ديدار
پيشواز تو فرودگاه! ولی عصر که ميشه و خبری نيست بيهوده نبوده رو گوش ميدم
که ميگه رو غبار پشت شيشه اسم خوبتو نوشتم..مثل هر روز و هميشه
اينه انگار سر نوشتم..و شب که ميشه هلن گوش ميدم که ميگه..ديروزم
گذشت و پريروزم گذشت..دور سرت نگشتم و امروزم گذشت..و اين چرخه ادامه دارد!

4-تو فرهنگ آمريکايی يه چيزی ضرب المثل شده که خوشگل ترين دخترای شهر
ميان کنسرت اندی! واسه همين کنسرت اندی شلوغ ميشه! البته طبيعی هست!
چون اندی از عشق ميگه و عشق هم با زيبايی سر و کار داره و زيبارويان رو هم
جذب ميکنه! حالا نکته! اگه ميخواستين بدونين کسی خوشگله ولی نميتونيد
عکسش رو ببينيد ازش بپرسيد ميونه ش با اندی چطوره!

5-در ارتباط با داستان فيلمی که تو آپديت قبلی بود و موضوعش نشستن به پای
عشق اول و اينکه شايد مثلاً بعد چهل سال! به هم رسيديم اکبر جان کامنتی
داده بود و مخالفت کرده بود و در تاييد صحبت هاش هم شعرهای قشنگی از معين
اورده بود مثل: امواج آبی عشق از دورها چه زيباست..اما دريغ و افسوس چون
می رسی سرابه..يا: تو دنيايی که اوار مصيبت با دستای تو ريخته بر سر من..
تو را باور کنم با چه اميدی و..و دقيقاً تفاوت از همينجا شروع ميشه! شعرهای
قشنگی که به زيبايی نخواستن عشق و معشوق بيوفا رو خواهان هست!
و منطقی هم هست! ولی ما طرفدار های اندی منطقی نيستيم! يعنی تو اين
زمينه وفاداری به معشوق بيوفا ما مثل آدم های عادی نيستيم! آهنگ های اندی
نماينده مکتبی از عشق! هست که در اون معشوق هر چقدر بيوفا باشه و دل
شکسته باشه باز هم عاشق دوستش داره و ازش دل نمی کنه..حرف اخر اينه:
اگه قبلمو شکستی..مهربون يا خود پرستی..هر چه هستی..هر که هستی..
نه فقط عاشقت هستم..مرهمی رو قلب خسته م..اين تويی که می پرستم..
                                    تو بتی من بت پرستم..

6-اسماعيل داور فر هم رفت! کی بود؟ همون که تو آژانس دوستی صاحب
آژانس بود..آرامش خاصی تو چهره و بازيش بود..ولی اونقدر که بايد معروف نشد!
روحش شاد و يادش گرامی..(با تسليت هم مثل تبريک برخورد ميشه!)

7- يکی از دلايلی که مردم ما مهاجرت ميکنن ميرن خارج اينه که اونجا درامد
بيشتری ميتونن کسب کنن و زندگی بهتری داشته باشن و اين بيشتر شامل
افرادی ميشه که اينجا درامد زيادی ندارن و نکته اينجاست که ظاهراً تو خارج
حداقل های حقوق جوری هست که بشه يه زندگی معمولی داشت ولی اينجا
شما با حداقل حقوق نميتونی زندگی کنی!مردم توقع زيادی ندارن..دنبال
همون حداقل هان ولی نميشه ديگه چه کنن! تو آگهی ديدم به آبدارچی ميخواستن
120 تومن بدن! آخه کارفرمای نامرد! اينا اگه زن و شوهر دو تايی هم کار کنن
که حقوق شون پول اجاره خونه هم نميشه! ولی همين آدم اگه بره مثلاً کانادا
فکر کنم 800 دلاری برای همين کار بهش بدن! که بتونه زندگی کنه! اينطوری
ميشه که هر کيو ميبينی داره خودشو به آب و آتيش ميزنه که بره..
پ.ن : به دليل حقوق کم از کارم اومدم بيرون!اینم بخون!

عکس روز!صد دانه جوات! دسته به دسته...بی نظم و ترتيب يک جا نشسته!
(عکس کمی حجيم هست سيو کنيد ،زوم کنيد و بخونيد!)

عاشقانه های کورش برای sh
تا وقتی هستی ماه من...نگاه به ماه نميکنم

سخن روز!صرفه جويی آدم فقير را متمول و آدم متمول را عاقل ميکند

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:16  توسط کورش  | 

بی گناه

1-خوشحال شدم وقتی ديدم شما هم مثل من با اسمارتيز خاطرات خوبی داريد..
و سوزناک شدم وقتی ندا يکی از برو بچ کامنت ده! گفت که..
هنوزم دراژه شوکولاتی دوست دارم و میخرم .اما امروز اگه یه دنیا اسمارتیز هم بهم بدن شیرینیشو حس نمیکنم
و سوزناک تر شدم وقتی اين جمله رو از خودم ول کردم که: زندگی ما همش در
حسرت به سر ميره..يا در حسرت چيز هايی که داشتيم و ديگه نداريم مثل لذت
بردن از اسمارتيز! يا در حسرت چيزايی که نداريم و ميخوايم بهشون برسيم!
مثل معشوق..که اگه هم بهشون برسيم باز قسمت اول تکرار ميشه! که
از دستشون ميديم بلاخره و دوباره حسرت..

 2- دوستی تو کامنت ها پيشنهاد کرده بود تا فيلم innocenceرو ببينم..
اول اينکه ممنون و من لذت ميبرم از پيشنهاد های شما! دوم اينکه عزيز
دل برادر هميشه از خودتون آدرسی به جا بذاريد تا بشه باهاتون تماس گرفت!
و سوم اينکه اگه فيلم پيشنهاد ميديد لطفاً سال ساختش يا اطلاعات ديگه اي
هم ازش بديد که بشه پيداش کرد و ديد مثلاً چند تا فيلم با همين نام بود
ولی من با توجه به موضوعش حدس زدم اون فيلم ساخت 2000 باشه ساخته
پاول کاکس! بگذريم..داستان فيلم مربوط به دو تا عاشق ميشه که چهل سال
پيش از هم جدا شدن و حالا باز هم رو ميبينن! وقتی که هر دو تاشون پير
شدن و بچه دار هم شدن! اول فيلم زمان عاشقيشون رو نشون ميده
تو يه روستای قشنگ..دختری با دامن و کلاه قرمز..و چقدر زيباست واقعاً که
قرمز رنگ عشقه! قرمزی که تو هيچ مداد رنگی نيست!از اون زيباتر آهنگ متن
اين فيلم هست که براتون ميذرام بسيار کم حجم و لينک مستقيم تا گوش
بديد و به قول اندی بريد به ياد "روز های بی گناهی" که چه تناسب باحالی
داره با اسم فيلم!خوب اول فيلم رو که گفتيم بريم آخرش! شماره بعدی رو بخونيد!


3-اين دو تا عاشق سر پيری با وجود داشتن بچه! باز با هم عشق بازی ميکنن!
و حتی دختره ميخواد طلاق بگيره بياد با عشق اولش ازدواج کنه! و اين نشون
ميده هر چند که اونا ازدواج کردن و ظاهراً عشقشون يادشون رفته بود ولی
با ديدن هم دوباره همه چی يادشون اومد اونم بعد چهل سال! و اين يعنی
عشقت نشد فراموش..بيشتر دلم ميخوادت! شايد اين فيلم ميخواست بگه
که عشق حقيقی آخرش به وصال ميرسه! ولی کی معلوم نيست! شايد اون دنيا!
و چقدر بهتر بود تا اينا ازدواج نکرده بودن و اون دختره همسرش رو عذاب نميداد
تا بره سراغ عشق اولش! واسه همينه من معتقدم که بايد به پای عشق اول
موند..چون اگه يه روزی باز عشق اول رو ببينی ميشه مثل اين فيلم!
 دانلود آهنگ متن فيلم بی گناه - اينجا 200کيلوبايت

4-جور نشد تا دوم ارديبهشت آپ کنم و تولد اندی رو تبريک بگم در عوض امروز آپ
کردم تا تولد اندی رو تبريک بگم و سايتی که يکی از دوستان جديدا برای اندی
ساخته بيش از 1700 عکس توشه رو بهتون معرفی کنم..اينجا

5-تو اين چند روزه برای دو تا از برو بچ قديمی مسنجرم که فکر ميکردن چون
خيلی وقته با من چت نکردن نميشناسمشون دو تا تيکه اومدم که ميشناسمشون
خودشون کف کردن از حافظه! و اين چيز عجيبی نيست! چون هنوز بعد هفت سال
چيزای خيلی ريزی از دوران عاشقيم يادم ميآد و همين حافظه باعث رنجم ميشه..
گاهی فراموشی هم نعمت بزرگيه مگه نه؟

6-يک سؤالی هست مدتيه ذهنم رو مشغول کرده! ما که سابقه طولانی در حمايت
از مردم مظلوم سراسر جهان داريم! (حکايت چراغی که به خانه رواست..)
و الان اخبار با خبر های فلسطين شروع ميشه ولی ديگه از مردم مظلوم بوسنی
و هرزگوين خبری نمی شنويم! يه زمانی خيلی ازشون خبر پخش ميشد! کسی
خبر داره چطورن؟ خوبن خوشن؟ در سلامتی کامل به سر ميبرن که ديگه خبری
ازشون پخش نميشه؟

7-نميدونم سر و کارتون به اين بانک های خصوصی مثل پارسيان و سامان و اينا
افتاده يا نه..آدم رو خوب تحويل ميگيرن! باجه هاشون صندلی داره برای مشتری
ساختمون هاشون لوکسه خلاصه مثل بانک های دولتی قراضه نيستن! ولی نکته
جالبی که در مورد اين بانکی که من توش حساب باز کردم اين بود که هميشه خلوته!
جالبه که وقتی هفته بعد برای گرفتن اينترنت بانکم رفته بود کارمندش منو
ميشناخت! ميگفت خودم برات حساب باز کردم ديگه! از بس مشتری هاشون کمه!

عکس روز! مربوط ميشه به بوسه! ولی نميتونم تيتر انتخاب کنم براش!

عاشقانه های کورش برای sh
تو رفتی و به راه تو هنوز چشم انتظارم..

سخن روز! همسايه ات رو دوست بدار اما ديوار بين خودتان را از بين نبر!

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:18  توسط کورش  |