تبليغاتX
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
بازگشت به آينده
1،2 - علاقه من به تئوری های مربوط به زمان و سفر در اون يه چيزی در
حد علاقه م به ش هست! واسه همين سه گانه "بازگشت به آينده" رو که
به طور کامل به سه تئوری معروف در اين زمينه می پردازده گرفتم و شش ساعت
نشستم ديدم!خمیازه تو قسمت اول سفر ميکنن به گذشته تا حال خودشون رو
تغيير بدن تو قسمت دوم سفر ميکنن به آينده تا آينده رو تغيير بدن و تو
قسمت سوم مجبور ميشن برگردن به خيلی قبل تا کلاً جلو اين تغيرات و
خرابکاری ها رو بگيرن! پيام فيلم در مورد آينده ساده و قابل قبوله! آينده
هنوز نيومده که بخوای تغييرش بدی!
آينده رو بايد بسازی..قبول دارم اما
سفر به گذشته و تغيير حال ميتونه جذاب باشه به خاطر مسايل عشقی!
يک فرضيه که به اثر پروانه اي معروفه ميگه هر تغيير کوچيکی در گذشته
ميتونه باعث تغيير بزرگی در آينده (حال) بشه! مثلاً له شدن يه پروانه تو
برزيل باعث تغيير رييس جمهور آينده آمريکا ميشه! که اشاره به نظم و
پيچيدگی اين دنيا داره..اما فرضيه دوم که پيچيده و جالبه برام اينه که
مسافر زمان با تغيير در گذشته باعث ايجاد يک دنيای موازی جديد ميشه!
که تو فيزيک کوانتوم توضيح ميدن! (کی کوانتوم خونده؟ من هم ميخوام
يه دنيای موازی به ميل خودم بسازم!) اما شايد همه اينا تخيلات بشر باشه
چون گذشته تموم شده! برای من هم قابل درک نيست چطور ميشه
به زمانی که ديگه وجود نداره سفر کرد؟ فرضيه سوم هم ميگه چرخه
زمانی قابل تغيير نيست! اگه شما جلو يه حادثه رو بگيری اون اتفاقی
که قراره بيفته ميافته اما به يه شکل ديگه! (جبر؟) اگه کسی بيشتر بلده
خوشحال ميشم برای من هم بگه..اطلاعات بيشتر در اين مورد رو اينجا بخونيد




3- هر وقت جايی بايد برم که نياز به اعتماد به نفس و نشون دادن توانايی
هام دارم نبودنش رو بيشتر حس می کنم..اصلاً وقتی کنارم بود منی که
کنارش بودم من نبودم که!
يه من قوی تر و بهتر بودم..اينجاس که ترانه اندی
معنی ميشه که ميگه: من بی تو؟ يه ناتموم..افسوسگفتن اين چيزا دردی رو
دوا نمی کنه ولی خوب گفتنش بهتر از نگفتنشه!

4-باز کردن درب بعضی قوطی ها همواره از معظلات بشر بوده! نیشخندانگار
که اسرار مملکت رو توش قايم کردن! ما معمولاً برای باز کردن درب قوطی
درب رو به يک سمت می چرخونيم تا باز شه! من جديداً از تکنيکی
به نام بازی کردن برای باز کردن اين قوطی ها استفاده ميکنم که خوب
جواب ميده! و اون اينه که با درب قوطی بازی کنيد يعنی هی يه ذره
به چپ هی يه ذره به راست بچرخونيد تا باز شه!

5-يکی از بدی های موبايل اينه که آدم رو هميشه در دسترس قرار ميده!
به قول ابطحی ادم بايد اين احترام و کرامت رو برای خودش داشته
باشه که تعيين کنه کی در دسترس هست و کی نيست! همين ديگه..

6-خواب ديدم رفتم خونه شون! بعد موقع خداحافظی که اومده بود دم در
يهو بهش گفتم که چقدر دوستش دارم و هيچکس تو دنيا نمی تونه مثل من
عاشقش باشه...اينقدر خوشحال شد! که بقلم کرد!خیال باطل بعد ديدم هر جا
ميرم همه خوشحالن! منم اينقدر خوشحال بودم که نگو..اما جالبيش اينجا
بود که به خاطرش تابعيت کانادايی! گرفته بودم..اصلاً شايد يکی از دلايلی
که من به SH نرسيدم همين بود که نمی خواستم برم خارج..از هفت هشت
سال پيش شرايط مهاجرت ما تقريباً رديف بود ولی من نخواستم حتی
اون موقع با خودم فکر ميکردم اگه مجبور شم بين SH و ايران يکی رو
انتخاب کنم می مونم ايران!سبز ولی حالا فکر ميکنم تحمل دلتنگی برای
وطن ساده تر باشه تا غم عشق..و البته برای فراموش کردن اين غم
مهاجرت نخواهم کرد!

7-قانون بقاي عشق در پسرها عشق در پسرها از بين نميرود
، بلكه از دختري به دختر ديگر منتقل ميشود!خنده

پس نوشت! تبليغ پست قبلی رو هم طبق انتظار هيچکدوم نگرفتيد!
به جز2 نفر البته..بله تبليغ لباس زير خانم ها بود! که از بس
محکم بود چتر رو نگه داشته بود و دست خانم آزاد بود!

عکس روز!
دريا رو اينجوری نديدم..

عاشقانه های کورش برای SH
تو که دوست داشتی منو...از تو دنيای خودت کنار نميذاشتی منوافسوس

سخن روز! براي كسي كه آهسته و پيوسته راه مي رود، هيچ راهي دور نيست

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 20:42  توسط کورش  | 

SH
1-اينايی که بعد اينکه به عشقشون نرسيدن نفرينش ميکنن اشتباه
می کنن! چون مگه هدفشون خوشبختی نبوده؟ حالا اگه به هم
برسيم جفتمون خوشبخت می شيم ولی حالا که به هم نرسيديم
و ما بدبخت شديم حداقل بايد دعا کنيم اون خوشبخت شه که به
نصف هدفمون رسيده باشيم! وگرنه دو تايی بدبختی شيم که
اصلاً به هدفمون نرسيديم!

2-خواب ديدم رفتم آبشار نياگارا! تو اون قسمت معروف به استخر شيطان!
از بس عاشق طبيعت هستم..اگه زنم حاضر ميشد مثل تارزان!
حاضر بودم برم تو جنگلا زندگی کنم!عکس زير اون استخر شيطان هست که گفتم!




3-قبلاً يکی پرسيده بود که اگه اون ازدواج کرده باشه و بعداً از همسرش جدا
شه يا همسرش فوت کنه! حاضری باهاش زندگی کنی؟ خوب معلومه آره!
در واقع چنين چيزی احتمالش هست! البته من حاضر نيستم به خاطر من
زندگيش خراب شه ولی با توجه به اينکه اون چند سال از من بزرگتره و احتمالاً
همسرش هم چند سال از اون بزرگتره و با توجه به اينکه زنها چند سال
بيشتر از مردا عمر می کنن! در نتيجه امکان داره که مثلاً وقتی اون هفتاد
سالش شده! من بتونم بهش برسم! فقط حيف که نيم قرن بايد انتظار کشيد
تازه آخرش هم معلوم نيست! فعلاً که هفت سال گذشته ولی انگار همين
هفته پيش بود..وعده ما چهل سال ديگه همين جا! ميگن صبر و ظفر
دوستان قديمند...بر اثر صبر نوبت ظفر آيد...آری وليکن با خون جگر آيد!
اگه تا روز قيامت هم داشنتش نباشه قسمت..چشم به راهش می مونم
با دلی پر از صداقت..به هر حال بايد بهونه اي برای زنده موندن داشت

4-ديدين حيوون ها رو داغ می زنن که صاحبشون معلوم شه...
دله من هم داغ اونو داره..تا ابد تا روز آخر..اسمش روش هک شده
هر کی ببينه می فهمه..

5-تو روزهای مبارزه با ايدزبوديم! و به همين جمله از يه همايش بسنده
ميکنم چون کلی مطلب داره خودش!:
به دخترانتان هر روز بگوييد كه چقدر خوشگلند، تا اولين كسي كه
اين موضوع را به آن‌ها گوشزد مي‌كند، پسر همسايه نباشد!


6-من تا قبل از دبيرستان مدرسه مخصوص اقليت ها نمی رفتم واسه همين
روزای جمعه! بايد می رفتم کلاس دينی..چون تعدادمون کم بود از همون اول
کلاس هامون مختلط برگزار ميشد مثل دانشگاه!نیشخند يه شب که يه خواب ديدم
در اين مورد يهو ياد همکلاسی های اونجام افتادم! يادم اومد که تو عالم
بچگی (دبستان) که با دخترا هم بازی می شديم اونجا هم با يه دختری
دوست بودم که اسمش SH بود! بعد هم که بزرگ شدم و عاشق اين SH
شدم...الان هم تا اسم SH رو جايی ميخونم يا ميشنوم دلم می ريزه!
انگار زندگيم رو با اين اسم طلسم کردن..

7-شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پردرد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت
هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و سرخ زندگی اجباریستافسوس

عکس روز! اگه گفتين اين تبليغ چيه!؟

عاشقانه های کورش برای SH
من به پات زندگی دادم...هر چی بود ، هر چی که داشتم..

سخن روز!بهتر است بخش کوچکی از يک چيز بزرگ باشيم تا بخش بزرگی از يک چيز کوچک!

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 21:44  توسط کورش  | 

اسید پاش!
1-چشم هاش رو خیلی دوست داشتم..یهو یه تصویر اومد تو ذهنم
از اون که برای بیان یه احساسی چشماشو یه دور کامل می چرخوند!
خیال باطل
نمی دونم چه معنی می داد! یه چیزی تو مایه های ای کلک! هر وقت
می تونستم اینقدر تو چشماش خیره می شدم تا عکس خودمو تو
چشماش می دیدم!
به قول اندی از اون روزای خوب آشنایی ، چی
موند با من به جز " درد جدایی"؟ و چه جزییاتی که بعد سالها هنوز فراموش نشدن..

2-بچه که بودم کارتون و گیم "هرکولیس" رو به خاطر انیمیشن قشنگش
دوست داشتم اما حالا که بعد سالها دوباره انیمیشنش رو دیدم تازه فهمیدم
چه داستان عاشقانه قشنگی داره! هرکول پسر خدای یونانی ها زیوس هست
ولی به علت یه طلسم از خدایی (بی مرگی) می افته! و برای اینکه دوباره خدا
بشه می ره به زمین تا یک قهرمان واقعی باشه..هرکول خیلی قوی بوده و هر
چی هیولا بوده شکست میده و یک قهرمان میشه ولی زیوس بهش میگه هنوز
قلبت قهرمان نشده! از اون طرف شیطونه دنبال نقطه ضعف هرکول می گرده تا
نابودش کنه..و بلاخره کشف میکنه که فقط "عشق" می تونه هرکول رو نابود کنه!
داخل پرانتز: وقتی هرکول با اون قدرتش با عشق نآبود میشه دیگه از من و امثال
من چه انتظاری میشه داشت.
افسوس.هرکول تو عشقش شکست می خوره و ضعیف
میشه ولی حاضر میشه به خاطر عشقش بمیره و از همین فدا شدن در عشق
به جاودانگی می رسه
و خدا میشه! و این است اون ور سکه عشق! و به خاطر
عشقش از خدایی میگذره و میاد رو زمین زندگی میکنه!



3-اتفاقی که قبلاً هم افتاده ولی این دفعه کمی جنجالی شده! مسئله اسید
پاشی به اصطلاح عاشق! خواستگار به قصاص محکوم شده و حالا صدای
حقوق بشری ها در اومده که این کار دردی رو دوا نمیکنه یکی دیگه هم
ناقص میشه..متنفر میشه از جامعه و اینا....دخترک زیبا رو ببینید که نابود
شده و آرزوی مرگ میکنه..پسرک هم آدم جاهل و خلافی به نظر نمی رسه!
به نظر من به دو دلیل حتماً باید قصاص بشه و حتی اعدام! اول اینکه
دیگه کسی جرأت نکنه تا یه دختری بهش گفت نه! اسید بپاشه و بدونه
پدرش رو در می آرن! آقا عشق که زورکی نمیشه بهت گفتن نه فوقش
باید بشی وفاداردلشکسته! دلیل دوم هم اینکه جامعه و اون دختر بیچاره
احساس خشم و نفرتشون یکم تسکین پیدا کنه..شما چه نظری دارید؟

4-هر شب با این امید می خوابم که وقتی بیدار بشم چشمام تو
چشمای SH باز بشه و یهو بفهم همه این دل شکستگی ها و
سال ها تنهایی همش یه کابوس بوده! ولی افسوس..
افسوس

5-یکی میگفت مرد بدون همسرش می میره....اما به علت گرسنگی!
نیشخند

6-بعضی ها گلدون آب میدن...بعضی ها تمبر جمع می کنن...بعضی ها
هم وبلاگ می نویسن! آخ وبلاگم دیر شد!
گریه اینم شده سرگرمی ما..مثل یه
مجله سعی میکنیم به موقع منتشر!ش کنیم ولی مجله ای که درامد نداره!
حالا خوبه وبلاگ مجانیه! اونا رو ببین که سایت می زنن پولم میدن بالاش!

7-برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست. لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را
با آن بشکافی. پرهایش را بزن... خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق
دره ها پرت کند ...چیکار میکنن خاطره ها...با تشکر از بوسه!


عکس روز! دنیای قشنگی دارن..

عاشقانه های کورش برای SH
هزار دفعه یاد تو و هزار تا بقض تازه..

سخن روز! راز موفقیت، در ثبات قدم نهفته است

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 19:21  توسط کورش  |