1- داشتم فکر ميکردم ما چه جوری عاشق ميشيم!
به اين نتيجه رسيدم که خيلی وقت ها
ما عاشق يک تصوير ميشيم..
.يعنی چی؟ هان...يعنی از معشوقه يک تصوير ميسازيم ( يک بت!)
و عاشق اون تصوير ميشيم..
..
اينجاس که معشوقه عاقل ما بايد بگه :
تو به تصويری چه کودکانه دل باخته ی... منو اونجوری که در باور خود ساخته ی
تو به نقشی که چه دوره از من ...عکس ماهه توی آب روشن..
توی رويايی مثل بيداری....تو ميخوای که ماه رو از برکه بيای برداری...
نظرت چيه؟ چند درصد اينجوری عاشق ميشيم؟
2-خيلی از ما ها ميگيم عاشق شديم! دست خودمون نبود!ولی کاش ميشد بگيم عاشق شدم
و اگه يه وقت شکست خورديم بتونيم بگيم....
من نه عمری پشت شيشه چون عروسک بودم....نه که خفته بين پرده ها و پولک بودم![]()
من اگر سردار عشقم يا که پاک باخته م......سرنوشتم رو با دستای خودم ساخته م
قصه ها گذشته بر من تا بدونم کيستم....سرگذشتم هر چه بوده من پشيمون نيستم (؟!)![]()
يه زمان عاشق و گاهی توی اغوش هوس...هر چه بوده همه انتخاب من بوده وبس...![]()
و گناه رو گردن کسی نندازيم..![]()
هان؟
3-بايد اينجوری عاشق شد..
گاهی سرشار از حقيقت ،گاهی مغلوب گناه
هر چه هستم تو فقط من رو برای من بخواه
من اگر مريم پاکم يا که يک گياه هرز...عشق من به باور های من عشق بورز
مگه نه؟
4-من پر از احساسم...تو پر از احساسی...مگه ميشه قلبمو نشناسی..
5-every time you say you love me..
i can only wish its true...![]()
6- اينا همش حرفه!!! 
7- من خيلی عدد هفت رو دوست دارم..
..راستی اين شعر های شاهکار هم از andy بود..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!
![]()